X
تبلیغات
بازی تراوین

کامران من

چهارشنبه 3 اردیبهشت 1393 ساعت 23:45



         




برچسب‌ها: خاطرات خوابگاه

حس خوب (1)

سه‌شنبه 2 اردیبهشت 1393 ساعت 23:37

یه شبایی هم اینجا هست ما میوفتیم رو دور خنده ، به همه چی میخندیم ،وقتی که فاطمه داشت نماز میخوند ،من داشتم تعریف میکردم که استادمون رفته فست فودی خواسته بگه دوتا همبرگر بدین و دوتا بندری گفته دوتا همبری دوتا بندری ....خودمون که از خنده نفسمون بالا نمیومد ، فاطمه نمازش رو ول کرد و افتاد روی سجادش به خنده ما هم ازش فیلم گرفتیم ، رفتیم صدای اون دختره اتاق رو به رویی که داره با دوس پسرش با ناز و عشوه حرف میزنه رو ضبط کردیم و 4تایی کف اتاق پهن شدیم و با هندزفیری گوش میکنیم و  از خنده روده بر میشیم ! ، هندونه و نون پنیر میخوریم تخمه هاشو بهم پرت میکنیم ،تخمه میره تو چش نازی اخم میکنه و ما بهش میخندیم خودشم هندونه رو برمیداره و میماله به سر و صورت ما و بازم میخندیم ،  عکسای مسخره از هم میگیریم و بلند بلند میخندیم ، وسط پلی شدن یه اهنگ شاد بلند میشیم میرقصیم و مسخره بازی  ، بلند بلند اهنگ میخونیم ، چایی و مسقطی میخوریم ،

و حتی وسطش من یادم میوفته که فردا امتحان میان ترم دارم و جزوم  کامل نیست. جزوم رو میبندم و ترجیح میدم که بخندیم . اینقدر بخندیم که گلو درد بگیریم مثل الان . اینروزا کم پیش میاد 4تامون حالمون باهم خوب باشه و 4 تامون زده باشیم سیم اخر ...که هیچ چیز واسمون اهمیت نداشته باشه ...

چگونه برای میهمان خود در کمترین زمان شربت درست کنیم ؟

دوشنبه 1 اردیبهشت 1393 ساعت 17:56

ابتدا ابلیمو را در بزرگترین قابلمه موجود ریخته ، هم میزنیم ،شکر را اضافه میکنیم ، هی هم میزنیم ، با دوست خودت میخندیم ، هم میزنیم ، راجع به هم اتاقیه غیبت میکنیم ، هم میزنیم ، بعد اب را کم کم اضافه میکنیم ، اهنگ گوش میدهیم ، هم میزنیم ، جوری به کف قابلمه قاشق را میکشیم که تفلونش کنده شود ، بلند بلند میخندیم ، هم میزنیم ، میچشیم تقریبا شکر ها حل شده ، حالا شما چه راهی را پیشنهاد میکنید برای اینکه شربت را از قابلمه به درون بطری انتقال بدهیم؟!ما روش نوین و راحتی را در پیش گرفتیم ، سر مقواهای خود میروید ، محکم ترین مقوا را برداشته ، (در همین حین هم میزنید -میتوانید از دوستتان کمک هم بگیرید) به صورت قیف دراورده ، داخل بطری میکنیم ، بلند بلند میخندیم ، دوستتان باید مقوا را سفت نگه داشته که تا نشود ، شربت را از دورن قابلمه به درون بطری انتقال میدهیم . در اخر هم بطری را دو سه تکان مشتی میدهیم ، تا خوب قاطی پاتی شود ،

مقوا را میگذارید پشت پنجره که خشک شود برای مصارف بعدی . شربت ما اماده است . نوش جان .


جان؟!

دوشنبه 1 اردیبهشت 1393 ساعت 11:44




فکر کنم کارش  خیلی گیر بوده !!! اینجوری پیدا نمیشه باید بیشتر بگردی !


برچسب‌ها: نکن اقاع نکن !

از قدیما

دوشنبه 1 اردیبهشت 1393 ساعت 11:21

ارشیو ایمیلم رو زیر رو میکردم ،

یهو چشمم افتاد به یه ایمیل که یه عکسی بود واسم فرستاده بود از صفحه گوشیش . اسمم رو منزل سیو کرده بود.اونروز اینقدر خندیدیم به انتخاب این اسم ،  همشم ذوق داشتم جاهایی که ممکنه همه ببینن بهش  زنگ بزنم که این اسم روی گوشیش بیوفته و بعدشم حرصش دربیاد و هرهر بخندیم .


برچسب‌ها: لابه لای خاطرات
( تعداد کل: 160 )
   1       2       3       4       5       ...       32    >>