X
تبلیغات
رایتل

کلا نژادشون فرق داره

جمعه 9 اسفند 1392 ساعت 21:59

یه چند قدم پایینتر از خوابگاهمون یه خوابگاه پسرونه ست ،من توی این سه سال که ازینجا رد میشم تاحالا ندیدم که بخوان این طرفا بیان و شیطنت بکنن  یا دونفری  بخوان توی کوچه های سر سبز و مادی ها قدم بزنند ، شکر خدا همیشه گردن من بوده که از شدت نگاهم داشته میشکسته که ببینم چیزی رصد میکنم ازشون یا نه ، خیلی هم خانوم همیشه حوله هاشون جلو پنجره اویزونه و تک و توک چند نفر دم در هستند یا توی فضای سبزشون ، خیلی خیلی به خودشون فشار بیارن یکی دوبار دم پنجره دیدمشون ،

من جای اینا بودن حتما یه تلسکوپ میخریدم و توی خوابگاه دخترونه رو نگاه میکردم ، اینا دیگه کین ؟ یا متوجه نیستن 25 قدم بالاترشون چه خبره یا دیگه خیلی سرشون تو درسو کتابه . اینا نون و اب نیمشه واستونا از ما گفتن بود .



برچسب‌ها: خاطرات خوابگاه
نظر (6)
جمعه 9 اسفند 1392 ساعت 22:28
هه
پاسخ:
شنبه 10 اسفند 1392 ساعت 19:44
:)))))))))))))))
الحق که پسرا بی بخارین :دی
نمیگن خاهرانشون تو شهر غریب ممکنه احساس تنهایی و حوصله سر رفتگی و اینا بکنن!
حوله هاشون :)))))))
پاسخ:

بخدا . وقتی میفهمن که دیگه خیلی دیره
شنبه 10 اسفند 1392 ساعت 22:40
مطمئن باش این کارا رو میکنن! اما اینقد حرفه ای شدن که جوری انجامش میدن که هیشکی نفهمه! حتی خودشون!!!
پاسخ:
من که چشمم اب نیمخوره
شنبه 10 اسفند 1392 ساعت 22:52
یه چند روز بفرستشون پیش من تا ادمشون کنم
پاسخ:
دوشنبه 12 اسفند 1392 ساعت 00:20
والا من هم همیشه گفتم اسم این پسرها بد در رفته!
پاسخ:
بخدا
جمعه 16 اسفند 1392 ساعت 18:31
ببین تو خوابگاه چه خبره که کلا بیخیال بیرونه خوابگاه شدن
این جونورارو دست کم نگیر...
پاسخ:
بله خب اما بیرون خوابگاه هم خبرای خوبتری هست
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.