X
تبلیغات
رایتل

یهو یادش افتادم

دوشنبه 5 اسفند 1392 ساعت 22:19
قبلنا یه مسول خوابگاه داشتیم که وقتی شبا میومد حضور غیاب کنه  در میزد میگفت سلااااااام دخترا ، حس بدی داشتم اون موقع . منو یاد نوان خانه پندلتون مینداخت
برچسب‌ها: خاطرات خوابگاه
نظر (4)
دوشنبه 5 اسفند 1392 ساعت 22:43
:)))) همین که سلام میکرده خوب بوده که ... دخترا میگفتن خوابکاه دانشگاه ما یه مسئولی داشته با اخم میومده حضور غیاب و زیر تختا رو هم نیگا میکرده بدون سلام :دی
پاسخ:
وا خداروشکر مال ما مغز و اصاب اروم داشت
دوشنبه 5 اسفند 1392 ساعت 23:33
باس با لگد می رفت تو در درو واز می کرد بهتون هیجان وارد شه خاطرات بدی هم از خودش برجای نمذاشت
پاسخ:
اره شاید اینطوری با روحیه ما هم سازگار تر بود
سه‌شنبه 6 اسفند 1392 ساعت 10:54
چیکارش داشتی بدبختا
پاسخ:
کاریش نداشتم
سه‌شنبه 6 اسفند 1392 ساعت 22:36
نوانخانه پندلتون کدوم فیلم بود؟ وای مخم سوخت از بس فکر کردم:)
امیدوارم خوب باشی دختر کوچیکه البته با توجه به پست های قبل مثل اینکه...
پاسخ:
چه خوب فهمیدید استاد ...
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.