X
تبلیغات
رایتل

شاید من نمیفهمم

پنج‌شنبه 24 بهمن 1392 ساعت 18:47

اس ام اس داده ام که کی می آیی اصفهان؟ کلاس هایت کی شروع میشود؟ جواب داده که فعلا نمی آیم اینقدر خوشحالم که دلم میخواد همه جا جیغ بزنم ، میپرسم چرا، میگوید واییی دختر تو نمیدانی که چقدر حالم از این شهر و درس خواندنم بهم میخورد ، انجا بودن برایم زجر اور شده است، خنده ام میگیرد و جوری که مچش را گرفته باشم جواب میدهم قبل تر ها خانه برایت زجر آورترین جا بود ، حالا بعد از اینکه 4 ماه مهرداد برگشته و گریه هایت تمام شده اینجا را دوست نداری ؟ درس خواند را دوست نداری؟ قبلا که ماه ها خانه نمیرفتی چیشده؟خنده ام میگرید برایش مینویسم،مردی که بتواند 120 روز ندیدنت را ،نبودنت را تحمل کند بعدترش را هم میتواند ،مردی که بتواند عین خیالش نباشد وقتی برایش اسمس میدهم که  تو حالت خوب نیست  غذا نمیخوری حرف نمیزنی و ازش کمک خواستم که باهات حرف بزند و ارامت کند، حتی خم به ابرو هم نمی اورد که جواب اسمس مرا بدهد حتی ته دلش احساس مسولیتی هم نمیکند میتواند تکیه گاه روزهای سخت تو باشد؟تازهه این دفعه اول و دوم و سوم و پنجاهمش هم نباشد !

اسمس را پاک میکنم و منصرف میشوم و گوشی را کنار میگذارم، به این فکر میکنم که شاید عاشقی همین باشد که هرچقدر بدی ببینی باز هم دلت تاب نمی آورد باز هم چشم هایت بسته است، باز هم بعد از این همه دوری و درد و بدخلقی برایت مثل همان روز اولاست.شاید من اشتباه میکنم و نباید نصیحت کنم.

نظر (8)
پنج‌شنبه 24 بهمن 1392 ساعت 19:00
سلام دوست عزیز وبلاگ خوبی داری در صورت تمایل به تبادل لینک وبلاگ من رو با نام گزیده اشعار و سخنان بزرگان اد کنید و در وبلاگ کامنت بگذارید تا شما را با نام دلخواه اد کنیم

با تشکر
پاسخ:
من دوست عزیز شما نیستم
پنج‌شنبه 24 بهمن 1392 ساعت 19:13
مردی که تمام این خصوصیات را که گفتی ، داشته باشد ، بدرد لای جرز هم نمیخورد و متاسفم که چقدر زیادند مردهایی که بدرد لای جرز هم نمیخورند...

چیه ؟ به کسی برخورد از آقایون؟

اصلا از خودم شروع میکنم آقا جان : بدرد لای جرز هم نمیخورم!!
پاسخ:
بله که نمیخورد اما کو گوش شنوا ،

حالا با خودتون اینکاررو نکنین راضی نیستیم:-))
پنج‌شنبه 24 بهمن 1392 ساعت 20:02
به نظرم خودش همه اینا رو میدونه ولی دوست داره یه جور دیگه فکر کنه.
پاسخ:
اره شاید دوست داره فکر کنه که همه چی خوب میشه در اینده .
جمعه 25 بهمن 1392 ساعت 11:36
مطمئنا خودش بهتر از تو این چیزا رو میفهمه ولی انقدر مثلا! عاشقه که نمیخواد عاقلانه رفتار کنه.
البته عشقی که به این درجه از حقارت کشیده بشه، عشق نیست.
یجورایی بهش عادت کرده و از نبودن پسره میترسه...
پاسخ:
اره خودش هم میگه به بودنش عادت کرده همه جا همرو اون میبینه و ...
جمعه 25 بهمن 1392 ساعت 11:37
بنظر منم درستتر اینه که نصیحت نکنی.چون خودتو بده میکنی و درواقع نرود میخ آهنین در سنگ...
پاسخ:
اره درست میگی ، هرچقدر براش میگم فایده نداره ...
شنبه 26 بهمن 1392 ساعت 23:03
اوووف وختی می فهمه که دیگه دیره ....
پاسخ:
چبدونم ...
یکشنبه 27 بهمن 1392 ساعت 22:14
اون خانوم باشخصیتی که چند روز پیش اون گوشه وبلاگ واستاده بود کجا رفت؟ :دیییی
پاسخ:
چشمم میکردین پاشد رفت :D
پنج‌شنبه 1 اسفند 1392 ساعت 23:09
اصفهان درس می خوانی ..
وجه مشترک پیدا کردم
پاسخ:
اره عزیزم اینجا درس میخونم .
خوشحالم انشالله وجه اشتراک بیشتر و بیشترر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.