X
تبلیغات
رایتل

قدم خوبیه واسه شروع میشه رو خودم حساب کنم !

جمعه 20 دی 1392 ساعت 13:49

یعنی این مریضی چه بد بختی بود که من گرفتم ، صبح تاحالا نتونستم گردنم رو تکون بدم از بدن درد شدید و سرفه های پیوسته ، هی میام لپ تاپ رو روشن میکنم که بشینم پای کارهام که خدا بخواد فردا تحویل پروژه دارم ، اما یه حالی میشم و چشام میره که پشیمون هرچی درس  و زندگیه میشم و میخزم توی رختخوابم.

حسابی سردم شده بود که فکر کنین با پالتو رفتم زیر پتو خوابیدم! گوشیمو دستم گرفتم که به مامان اسمس بدم که بیا برس به این دخترت که داره میمیره بیا ببرش امپول بزنه ،براش سوپ درست کن هی بهش تذکر بده سرخ کردنی نخوره فست فود نخوره  ،که یه لحظه پشیمون شد و اسمس رو نفرستادم. خندیدم و به خودم گفتم من اینجوری میخوام مثلا در اینده پذیرش دانشگاه خارجه بگیرم؟ هنوزم باید از امپول زدن بترسم و خودم بعد سه سال زندگی مستقل ندونم چی بخورم و نخورم و چی به چی بشه . خلاصه از رختخواب به نیت مثلا پذیرش گرفتن از دانشگاه لندن (مثلا!) بیرون اومدم و با اقتدار وایسادم سرپا و ناهار لوبیا پلو با مرغ (!) درست کردم و به روی خودم نمیارم که مریضم و باید برم امپول بزنم ! فعلا روی این قسمت تمرکز نکردم و اگه خدابخواد خوب میشم و نیازی به وجود مامان نیست. اشاره کنم مامان ثانیه ای اینجاست!


+یه چیزی بگم ،صبح که از خواب پاشدم و رفتم توی اشپرخونه که کتری اب جوش رو بزارم ،با بوی ابگوشت مست شدم، یعنی چشام گرد شد و تحسین گفتم به دانشجویان عزیز که روز جمعه از ساعت 8 صبح پاشدن و ابگوشت بار گذاشتن! کلا کرم این کارا توی امتحانا میگیره ادمو . اما واقعا شگفت انگیز بود بچه ها خوب به خودشون میرسن دیگه گذشت اون زمان که سیب زمینی تخم مرغ میخوردن همه . رسما بچه ها وقته خونه شوهر رفتنشونه دارن حیف میشن اینجا

 




نظر (5)
جمعه 20 دی 1392 ساعت 14:59
آخی
سرما خوردگیه اینطوری خیلی ضد حاله
اصلا جون هیچ کاری رو نداری و نه حوصله چیزی رو
خوب کاری کردی اس ندادی مامان , اونام رو نگران نمیکردی
واقعا جدی واسه ادامه تحطیلت میخوای بری لندن
پاسخ:
واقعا سرماخرودگی انرژی برای ادم نمیزاره.
نیتشو دارم
جمعه 20 دی 1392 ساعت 23:39
واقعاً این مقوله ی رفتن چه انگیزه هایی که به آدم نمیده
در حد پختن لوبیا و مرغ و اینا.. واقعا شگفت انگیزه:دیییی
پاسخ:
اسا چی کار که با ادم نمیکنه
شنبه 21 دی 1392 ساعت 00:20
سلام
خوبی ؟
اومدم ابراز همدردی کنم برا آمپول :))) زیاد داد بیداد نکن فقط لطفن :))))
پاسخ:
سلام
شنبه 21 دی 1392 ساعت 09:02
دقت کردی وقتی آدم سعی میکنه مقاومت کنه در برابر مریضی (مثل سرماخوردگی) واقعا موفق میشه؟!
اصلا انگار یادش میره مریض بوده
پاسخ:
والا کاره ما که به اونجا نرسید بدنمون مقاوم نبود
یکشنبه 22 دی 1392 ساعت 14:57
دوست داشتم نوشته تو ته تغاری. /آفرین به تو که داری بزرگ میشی از نظر فکری. آفرین به تو که به نشانه ها توجه می کنی.
پاسخ:
ممنون باران عزیز....لطف داری
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.