X
تبلیغات
رایتل

کی گفته من شانس ندارم

سه‌شنبه 17 دی 1392 ساعت 11:54

صبح  در حالی که  با کلی ناراحتی و بی میلی  مجبور بودم پتو و تخت نرم و گرمم خودم رو ترک کنم و به سوال همیشگیم جواب بدم که واقعا چرا درس میخونم واخرش چیمیشه (این سوال معمولا صبح روزهایی که 8 کلاس دارم و مجبورم 7 از خواب بیدار شم و شب های قبل امتحان و اخر ترم ها  ذهنم رو مشغول میکنه) ،با زنگ دوست جانم متوجه خبری خوش شدم که اگه کسی خواب نبود صد در صد جیغ میزدم. بعله امتحانم کنسل شده بوداگه زودتر میفهمیدم حداقل با خیال راحت تری برف بازی میکنم نه با عذاب وجدابعد از قطع کردن تلفن به رختخوابم خزیدم و تا الان خوابیدم



نظر (7)
سه‌شنبه 17 دی 1392 ساعت 14:29
و جواب سوال اینکه "آخرش چی میشه" رو سپردی به روزهای بعد و امتحانهای بعد
پاسخ:
اره دیگه
سه‌شنبه 17 دی 1392 ساعت 19:16
الان حالت انتقال شانش از شوما وجود نداره آیا؟!
نه واقعا؟!
الان اسم امتحان میاد من کهیر میزنم!
پاسخ:
نمیدونم شاید ما عزیزتریم
سه‌شنبه 17 دی 1392 ساعت 20:21
تو بلاگ چند تا از بچه های اصفهانی هم خوندم که امتحان کنسل شده!
چرا؟!
باااا اینجا کولاک هم میشه هیچ قبرستونی رو تعطیل نمیکنن! یعنی چی!! چه وععضشه.. عاغا من اعتراض دارم:دی
پاسخ:
شما عادت دارین اخه
سه‌شنبه 17 دی 1392 ساعت 21:57
الان فخر فروختی به من؟!
واقعا روت شد اصن؟!
الان واقعا من ِ بدبخت که صبح تو اون یخبندون (!) با پای پیاده رفتم امتحان دادم فخر فروشی دارم؟!
پاسخ:
ببین اینم از داش مشتی بودن استاد ما بود که گفته بود میخوام بهتون حال بدم وگرنه که داشنگاه پابرجا بوده

حالا خوب دادی امتحانتو خانوم دکتر؟
سه‌شنبه 17 دی 1392 ساعت 22:02
وای من عوض تو ذوق زده شدم چه برسه به خودت

کاش امتحانای ماهم کنسل میشد هرچند بعید میدونم تو شهر کویری این اتفاق بیوفته
پاسخ:
ایشالا یه طوفان گرد و غباریم اونطرفا میاد کنسل میشه
چهارشنبه 18 دی 1392 ساعت 00:40
چی ؟! کی؟!امتحان :دی هوا چقد خوبه...جاده چه همواره :دی
دیگه چه خبر؟!
پاسخ:
کی بریم بیرون
چهارشنبه 18 دی 1392 ساعت 10:23
ﺁﺭﻩ ﻭاﻗﻌﺎ " ﻛﻲ ﮔﻔﺘﻪ ﺗﻮ ﺑﺪ ﺷﺎﻧﺴﻲ?"

پاسخ:
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.