X
تبلیغات
رایتل

یک رسم است

جمعه 19 مهر 1392 ساعت 21:14

پنجشنبه و جمعه ها روز عشاق است توی خوابگاه، از صبح صف های طویل برای حمام کردن و بزک دوزک کردن جلوی میز ارایش بیداد میکند ، همه نوبت میگذراند برای حمام ، هر کسی هر فنی بلد است در اختیار دیگران میگذراد ، یکی مو سشوار میکند و یکی مو فر میکند ، یکی ناخن ها رو طراحی میکند ، یکی لاک میزدند، همدیگر رو اماده میکنند و به مناسب ارایش و مانتو به یکدیگر شال و کفش ست غرض میدهند و هر کدام به بهترین شکل زیبا روی میشوند و همچو پرنسس ها روی صندلی های میز ناهار خوری ِ  سوییت ،جلوی ایینه  منتظر معشوقه ی خود مینشینند و هی خود را برنداز میکنند، از پنجره که سرت را ببری بیرون جوانک های زیبا روی تر !،سه تیغ کرده و شیک پوشیده را با یک شاخه گل به دست میبینی که لبخنده کش داری روی صورتشان نقش بسته  . باید خیلی دل گنده باشی که بین این جمعیت دلت نگیرد ...دلت نخواهد ....سرت را پایین نیندازی و پنجره را نبندی ...



نظر (10)
شنبه 20 مهر 1392 ساعت 00:10
خونه ی یکی از دوستان خانوادگیمون روبروی یکی از همین خوابگاه های دخترونه بود. خونشون طبقه ی سوم بود.
نمیدونی از پنجره ی آشپزخونه چه چیزها که نمی دیدیم
حتی بوســـــ یدناشون توی خیابون!
فکر هم میکردن هیچ کس نمی بیندشون!!!!
پاسخ:
اره منم خونمون قبلا کوچه عشاق بود ادم لذت میبره میبینتشون جدا از فضولی
شنبه 20 مهر 1392 ساعت 00:54
احساس مشترک...
پاسخ:
درد داره ...
شنبه 20 مهر 1392 ساعت 08:09
ﻋﺰﻳﻴﻴﺰﺯﺯﻣﻤﻤﻢ.....ﺧﻴﻠﻲ ﺑﺎﻣﺰﻩ ﺗﻮﺻﻴﻒ ﻛﺮﺩﻱ...
ﻭﻟﻲ ﺧﻴﻠﻲ ﻫﻢ ﭼﻴﺰﻱ اﺯ ﺩﺳﺖ ﻧﺪاﺩﻱ...
پاسخ:
ممنونم بشرای عزیز
شنبه 20 مهر 1392 ساعت 14:40
من اینجور وقتا براشون شعر طنز میخوندم و الکی میخندیدم که یه وقت تنهاییمو کسی نفهمه
پاسخ:
ته تهش ادم دلش میگیره وقتی میبینه یه روز خودشم تو این قر و فر بازیا بوده ....
شنبه 20 مهر 1392 ساعت 15:49
چقدر زیبا نوشتی ته تغاری. امیدوارم روزی برای تو هم اتفاق بیفته خیلی بهتر از بقیه.
پاسخ:
ممنونم باران عزیز ...
شنبه 20 مهر 1392 ساعت 21:09
عشاق؟؟
یا دوست پسر کوتاه مدت؟؟
اکثرا گزینه شماره 3 هستن و دلم میسوزه واسه اون دخترایی که امید به آینده این رابطه ها دارن
اکثرا عمر این رابطه ها 1-2 ساله
پاسخ:
حرفت رو تا حدودی قبول دارم ،
زیاد از این رابطه های پایدار دیدم ...اگه با با عقل پیش بره جلو
یکشنبه 21 مهر 1392 ساعت 12:19
ای جانم ... چه خوب گفتی ...
فکر کنم ماها به تماشای جهان آمده باشیم !
پاسخ:
اره واقعا من که دارم به این نتیجه میرسم این خوشیا فقط واسه دیگرانه واسه من تعریف نشدس
یکشنبه 21 مهر 1392 ساعت 16:41
چقدر رمانتیک همشون یه شاخه گل دستشونه. خارج درس میخونی؟
پاسخ:
اره بخدا . اخه این کوچمون همچین فضاش خودش میطلبه که طرف با شاخه گل بیاد !
یه جورایی خارجه داخل حساب میشه فمیدی
یکشنبه 21 مهر 1392 ساعت 23:23
منم با مستر نیما موافقم و با دیدن اینا اصلا دلم نمیخواد
گاهی میگم شاید اینا بازیچه دست باشن
فقط امیدوارم اخر عاقبتشون ختم به خیر بشه

اینارو بگذریم
اصل حالت چطوره؟ خودت خوبی؟
پاسخ:
اره خب اطرافمون زیاد بازیچه شدن دیدیم ... اما من کمی دیدم رو بهتر کردم و دلم میخواد که تصور کنم بازیچه نیستند ....
خوبم عزیزم تو خوبی
پنج‌شنبه 25 مهر 1392 ساعت 14:04
منم با مسترنیما و مارپل موافقم ..

اینجور رابطه ها رو که می بینم، اصلا دلم نمیخواد .. :)
پاسخ:
من به جنبه ی مثبت غزیه فکر کردم و چشمم رو بستم روی چیزهای عجیب و غریبی که از این عشق ها و عشاق ها میشنویم ...
یعنی دلم خواست فکر کنم همشون همون پرنسسی هستن که عشقشون بی پروا دوسشون داره و پاکن ...
منم اونجوری که شما میبیند و خودم مبینیم مسلما دلم نمیخواد
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.