X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

یک عاشقانه آرام لطفا

یکشنبه 27 مرداد 1392 ساعت 14:10

شنبه و یک شنبه ی عجیبی بودند این هفته ...حتی از بعدظهر های کذایی جمعه هم سنگین تر بودند ، غمگینم و همش توی خودم برای خودم حرف میزنم خیال میبافم ...یکی رو، که رنگی باشد و پر حرارت، یکی زیر،که ارامش باشد و ارامش ... دیشب دفتری رو که خودم درست کردم که پر از کاغذ های کاهی زرد رنگ است  رو باز کردم که بنویسم  که چه چیزی  دلم میخواهد  ...اما نشد ترسیدم از خوانده شدن دفترم. از این که بفهمند زیر این قیافه ی جدی و بی احساسم که بعضی ها بهم نسبت میدهند متوجه شوند چقدر غمگینم ...چقدر درونم احساس دارم که لازم دارم بریزمشان بیرون ... سر ریز شده اند ...از صبح قلبم درد میکند ...خستم از سرکار و این پروژه هایی که روی هم جمع شدند... باید اعتراف کنم که... دلم،

یک عاشقانه ارام میخواهد

نظر (8)
یکشنبه 27 مرداد 1392 ساعت 23:31
هعی :|
پاسخ:
:(
دوشنبه 28 مرداد 1392 ساعت 11:52
بنویس نترس از خوانده شدن
ما دخترها هزار سوراخ سمبه؟میتوانیم پیدا کنیم برای پنهان کردن.
من هم مینویسم دفترچه زردم جلوی چشم همه هست شاید کسی هم خوانده باشه وتعجب کرده باشه ولی حساس نباش تا حساس نشند.
اینجا قالبش عوض شده نه؟اینجوری نبوئ
پاسخ:
اره باید بنویسم باید خودم رو مجبور به نوشتن کنم که بعدها از خوندش لذت ببرم شاید هم ناراحت بشوم .
بله عوض شده عزیزم ....
دوشنبه 28 مرداد 1392 ساعت 13:16
عزیییییییییییییییییزم
اولا که خب اینجا بنویس. پس وبلاگ به چه دردی میخوره؟

بعدشم دعا میکنم یه عاشقانه ی آرام و بی نظیر قسمتت باشه به زودی
پاسخ:
همینجا نوشتم دیگه
ا ِ مرسی مرسی عزیزکم :*
دوشنبه 28 مرداد 1392 ساعت 15:39
دختر که باشی همیشه گوشه دلت یه عاشقانه آرام میخواد، گاهی دختر بودن سخته خیلی..
پاسخ:
اره خیلی سخته...
اما فکر نکنم صرفا فقط برای یک دختر باشه یه زن یک مرد هم حتی شاید دلش یک عاشقانه ارام بخواد...
دوشنبه 28 مرداد 1392 ساعت 18:32
الهییییییییی عزیزممم این قلب مهربون و بزرگت تو یه عاشقانه عمیق لایقشه...الهیییی که میااات اون عاشقانه ارااام
پاسخ:
مرسی عزیزم خدا از دهنت بشنفه
دوشنبه 28 مرداد 1392 ساعت 18:36
الان دیدم نوشتی ایمیل میخای بفرما عزیزمم
پاسخ:
فرستادم عزیزم
دوشنبه 28 مرداد 1392 ساعت 18:43
تو کامنت دونی ِ من دنبال عاشقونه میگشتی فک کنم! :دی
پاسخ:
قلت کردی دیوونه
.داشتم جواب کامنت رو تو اون بلاگم میدادم که گفتی رمز نمیخوای . جا قهتیه؟
سه‌شنبه 29 مرداد 1392 ساعت 22:50
نه من که میدونم منظورت یه چی دیگه بود:ایکس:دی
پاسخ:
حرف نباشه میگم :D
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.