اندر احوالات دوران دانشجویی

دوشنبه 7 مرداد 1392 ساعت 14:13

با خوندن این خبر یک حس خوبی بهم دست داد ...دوست دارم که باور کنم دروغ نیست و دستی توش برده نشده ...خیلی خوشحالم که این عکسها گرفته شد و دیده شد . ...

یاد دوران دانشجویی خودم افتادم . اصفهان که بودیم توریست زیاد میدیدیم یک دفعه که اطراف پل خواجو من و دوستام دور هم نشسته بودیم یک اقای ژاپنی با لیدرشون سمتمون اومدن و خواست که از ما عکس بندازه و ما هم با کلی ذوقو اینا قبول کردیم ، حس مدلینگ اصلا بهمون دست داده بود !!! یک چندتایی ازمون عکس گرفتند و رفتن ...به نظر من کشوری که توش توریست نباشه هیچ وقت پیشرفت نمیکنه نه دیده میشه و  نه خودمون چیزی میبینیم . . .

یک خاطره جالب دیگه هم هست که هروقت یادم میوفته خندم میگیره و خجالت میکشم ، توی میدان نقش جهان اصفهان با بچه ها از روزهای دانشجوییمون لذت میبردیم، که یک خانوم و اقای فرانسوی به طرفمون اومدن و یه کتاب دستشون بود که تصویر رستوران سنتی بود و دنبال رستوران میگشتند، زهرا خیلی خوب انگیلش خرف میزدو ازشون خواست که دنبال ما بیان . من و دوستانم 5فری میشدیم که داشتیم خانوم و اقا رو  تا رستوران همراهی کردیم ،ازمون خواستن که مهمون اونا باشیم و در کنارشون ناهار بخوریم... فکر کنید چقدر موهبت الهی نصیب ادم میشه اون لحظه !!! دانشجو باشی گشنه باشی توی یک رستوران خوب دعوت بشی !! مگه میشه ادم نه بگه رفتیم داخب رستوران و از ما خواستن که برای اونها و خودمون غذا سفارش بدیم .. کوفته تبریزی ،دلمه، برنج ،بریونی همه چی ، فکر جیب بنده خدا نبودیم جز شکم ، غذارو که اوردن ما یک نفس شروع کردیم به خوردن که یک لحظه دیدم خانوم توریست( که العان اسمش یادم نیست )داره فقط سالاد میخوره و وقتی بهش گفتیم بخوره و خوشمزست در حد یک قاشق به زور .... خیلی با تعجب مارو نگاه میکردن  و مخندیدند هی هم میگفتن یو هانگری !!اصلا یع وضعی... ما که دل  یه سیر غذا خوردیم ولی خودشون هیچی نخوردند برای همین هست که انقدر خوش هیکلو خوش قدو بالان دیگه ...فکر کنین ما ایرانی ها یک درصد مث اونا باشیم .

پول غذارو هم حساب کردند و یک چندتا عکس هم گرفتیمو رفتند....

یادش بخیر ... مهمان نوازی کردیم حسابی !!!!


خوندن این خبر باعث شد یاد خودم بیفتم و لذت ببرم از اینکه کسی بیاد و اینجارو دوست داشته باشه در حالی خود مارو خسته کرده اینجا و دنبال فرصت هسیتم واسه فرار ......

نظر (4)
سه‌شنبه 8 مرداد 1392 ساعت 13:54
انقد غرق این سایته شدم که کامنت گذاشتن برا تو رو یادم رفت :))
پاسخ:
اره جالبه خیلی :))))
سه‌شنبه 8 مرداد 1392 ساعت 21:50
قبلا هم با ته تغاری کامنت میذاشتی، نه؟!
پاسخ:
نه قبلا در کار نبود ،قبلا که رها بود....
سه‌شنبه 8 مرداد 1392 ساعت 22:43
بعضی از عکساش رو دیده بودم، بچه ها ایمیل کرده بودن ..

شما هم خسته نباشین جمیعا !! آبروداری کردین!
پاسخ:
مرسی :))))
جمعه 11 مرداد 1392 ساعت 16:36
سلام دختر کوچیکه :X
منم اون سایته رو دیده بودم خیلی لذت بردم انقدر غرق خوندن کامنتا و نوشته ها بودم که نفهمیدم چقدر طولانی بود :))
واقعا وقتی توریست میاد باید بهترینارو براش نشون داد و فراهم کرد که خاطر خوبی تو ذهنش بمونه ولی متاسفانه بعضیا که همه میدونن کین! نمیخوان بذارن کشور پیشرفت کنه و پای خارجیا باز بشه
فرانسویا یه عادتی دارن تو غذا خوردن اونم اینکه به شدت اروم و با حوصله غذا میخورن و گاهی دوساعت طول میکشه یه غذا خوردنشون
نه مث ماها که دو دقیقه ای غذا رو خوردیم یه آبم روش :D
پاسخ:
اره واقعا جالب بود حتی من واسه محکم کاری رفتم سایت اصلی و اینگیلسی شو پیدا کردم ،باورم نمیشد اخه !!
وای اره اینقدر آره با حوصله داشت با سالادش بازی میکرد و میخورد اما ما بهتره نگم :)))
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.